ســری هـیـــچ

در روند به نسبت کند هنر روز بارها با خود اندیشیده‌ام که هنر معاصر و به طبع آن هنرمند امروز چه جایگاه اجتماعی و تاریخی‌ را دارا هستند، گاهی بر آن میبالم و گاهی آنچنان پدیدهٔ غم انسان معاصر وجودم را فرا می‌گیرد که به آن عنوان عامل تخریبگر یا وندال میدهم،،آثار فوق از رویکرد دوم نشأت گرفته اند بدین مفهوم که در خلق این آثار با هدف حذف ماده از اثر هنری به هیجم‌ها (یا مجسم پانتومیم ها) رسیده ام،فضای منفی‌ میان حرکت من با ایده‌ام آمیخته و به خلق مجسمه ایی انجامیده است...هیجم‌ها هر لحظه‌ام را مجسمه ایی ساخته از هر آنچه ما نیستیم،و هیچ است،مفهوم فلسفی هیچ است که تجسم می‌یابد و نه فقط بین ما و خود فاصله می‌اندازد که عینیت می‌یابد و جسمیتش مفهوم ماده را زیر سوال میبرد،در خلق آثار اولیهٔ این مجموعه روند معکوس پیش گرفته‌ام یعنی‌ فرمیت فرم را که پایه و اساس ماده است در ابتدایی‌ترین و اصیلترین شکل شناخته شدهٔ آن به تصویر کشیده ام،و با واژه‌های مختص ماده نامشان گذاردم...
این آثار از سال ۲۰۰۹ شروع و تا به امروز ادامه یافته اند


مکعبی از هیچ بر زمینه‌ای مشترک


استوانه ایی چاق از هیچ بر زمینه‌ای مشترک


کره‌ایی از هیچ بر زمینه‌ای مشترک


چیزی از هیچ بر زمینه‌ای مشترک