تصویر۱-۵

از مجموعه‌ی هیچ
نمایشگاه بینابینیت
اتریش- لینز ۱۳۹۱

هدف خلق این آثار رها سازی اثر هنری از قیود ماده است. فضای منفی بالای پایه ها و تشریح متنی شخصیت ها با تصور مخاطب آمیخته و به خلق مجسمه ای با تاویل تصویری منحصر به فرد خواهد انجامید. در این بین حلقه واسطی بین عینیت و ذهنیت در قالب یک دایره سفید پا به منصه حضور نهاده تا موجب هم پوشانی و هم زمانی این دو گردد. آنچه در مخیله ما تشکیل شده به سوی ما یا دیگری در لحظه ای خاص تفنگی را نشانه می رود ،به پاره سنگی‌ تهدیدمان می‌کند،به پایمان پیشاب می ریزد و یا حیاتمان را منکر شده و دعای آمرزش مردگان بر پیکرمان می خواند در اینجا "عدم" به تعداد افکار در بی‌ نهایتِ لحظات در نوسان است. "عدم" است که موجب کنش فکری و فیزیکی است. دینواره ای است عاری از تقدس. هیچ است که تجسم می یاد و بین ما و خود فاصله می اندازد، عینیت می یابد و عینیتش مفهوم معاصر ماده را هدف قرار می دهد.


متن آثار:
سربازی گلین بیست و چند ساله،قامتی ورزیده و رعنا لرزش دستان گلینش بر ماشهٔ گلین کلاشینکف و برق چشمانش از پشت مگسک انتظار فردی را می‌کشد که بر سفیدی دایره قدم بگذارد

زنی‌ از فایبر گلاس قرمز، کله ای‌ تراشیده با خنده ای‌ بی‌ پروا،دست بر شرمگاه خویش نهاده تا مگر بتواند ایستاده بشاشد بر دایره سفید و پیشاب طلایی‌اش به دور پاهای قرمزش می‌پیچد

کشیشی از طلای ناب،فربه و کوتاه قامت با آبدانی از طلا و چشمانی بسته، دعای آمرزش مردگان بر پیکر زندهٔ کسی‌ میخواند که بر سفیدی دایره ایستاده است

جوانک مسلمانی مرمرین با ریشی تنک، گونه ای‌ برجسته و چشمانی گود افتاده و خیره، قرآنی مرمرین در زیر بغل و به همان دست پاره سنگی‌ خاکستری در مشت. به دلهره و خشم میاید نفس‌هایش به تکرار آیه ای‌ بر لب تا رها سازد سنگ را بر سفیدی دایره